مدح و شهادت امام موسی کاظم علیهالسلام
بیجانم و جان میشود موسیبن جعفر در جانم ایـمان میشود موسیبن جعفر تا بـر لـبـم گـل میکـنـد "باب الحوائج" بـانـی احـسـان میشود موسیبن جعفر مشهد، رضا... قم، فاطمه... با این کریمان والـی ایـران میشـود مـوسیبن جعـفر یک قطره از دریای آقاییاش این است یـار فـقـیـران میشـود موسیبن جعـفر فـهـمـیـدهام از مـاجــرای بُــشـر حـافـی کهفِ هـراسان میشود موسیبن جعفر بـاید که با پـای بـرهـنـه رفـت سـویـش وقتیکه رضوان میشود موسیبن جعفر خـشکـیـدهام بـاید بـیـافـتـم در مـسـیرش بر تـشنه باران میشود موسیبن جعفر جانم به لب آمـد از این مـاتم، ز بسکه زندان به زندان میشود موسیبن جعفر وقتی غـل و زنجـیر بر ساقـش میافـتد دردش فراوان میشود موسیبن جعـفر وقتی که میافـتـد مـیان سـجـده انـگـار در جامه پنهان میشود موسیبن جعفر حالا که زندانبان شکـسته حرمتـش را داغش دو چندان میشود موسیبن جعفر کارش فقط گریه است بر جدّ غـریبـش هر لحظه عطشان میشود موسیبن جعفر جسم نحـیـفـش میرود زیر سُم اسب؟! یا سنگ باران میشود موسیبن جعفر؟! واللهِ نه؛ این روضهها سهم حسین است حتی کـفن نه؛ بـوریا سهم حـسین است |